اندیشه

دریچه ای به دنیای دانش

تعریف سلامت از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت :

سلامت عبارتست از برخورداری از آسایش کامل جسمی ، روانی و اجتماعی و نه فقط نداشتن بیماری و نقص عضو (لست جان ) . جالب توجه است که حکیم نظامی در کتاب پنج گنج خود ، با بهره گیری از ایجاز شعر فارسی ، تعریف طولانی سازمان جهانی بهداشت را با دو کلمه سلامت = آسودگی ( سلامت به اقلیم آسودگیست ) بیان نموده است .

تعریف سازمان جهانی بهداشت از سلامتی ، یک تعریف ایده آل و عملا دست نیافتنی است زیرا با توجه به این تعریف نمی توان فردی را پیدا کرد که در هر سه بعد جسمی ، روانی و اجتماعی کاملا سالم باشد ، ضمن اینکه درعمل هم نمی توان مرزی بین سلامت و بیماری در نظر گرفت ، در حقیقت این تعریف مشابه قله مرتفعی است که هیچ کس نمی تواند آن را فتح نماید ولی تلاش همه افراد باید به سمت آن باشد و از طرفی باید برای سطح سلامتی ، طیفی  قائل شد .

ابعاد سلامتی :

با توجه به تعریف سلامتی ( تعریف WHO ) متوجه می شویم که سلامتی یک مسئله چند بعدی است حتی امروزه علاوه بر بعد جسمی ، روانی و اجتماعی ، جنبه معنوی را هم در نظر می گیرند . و باید توجه داشت که ابعاد مختلف سلامتی و یا بیماری بر یکدیگر اثر کرده و تحت تاثیر یکدیگر قرار دارند . چنانچه مشکلات جسمی بر روان فرد مشکلات روانی بر جسم او و نیز هر دوی آنها بر جامعه و اختلالات موجود در جامعه بر هر دو بعد دیگر سلامتی اثر می گذارند لذا اقدامات انجام شده برای ارتقای سلامتی باید به تمام جوانب سلامتی فردی ( جسمی و روانی و معنوی ) و سلامت کلی جامعه توجه داشته باشد .

اختلالات جسمی                   اختلالات روانی                      اختلالات اجتماعی

در اینجا برای ساده کردن مطلب ، ابعاد مختلف سلامتی را جداگانه شرح می دهیم گرچه عملا قابل تفکیک از یکدیگر نیستند .

بعد جسمی

معمول ترین بعد سلامتی ، سلامت جسمی است که نسبت به ابعاد دیگر سلامتی ساده تر می توان آن را ارزیابی کرد . سلام جسمی در حقیقت ناشی از عملکرد درست اعضاء بدن است . از نظر بیولوژیکی عمل مناسب سلول ها و اعضاء بدن و هماهنگی آنها با هم نشانه سلامت جسمی است .

 به عنوان نمونه بعضی از نشانه های سلامت جسمی عبارتست از : ظاهر خوب و طبیعی ، وزن مناسب ، اشتهای کافی ، خواب راحت و منظم ، اجابت مزاج منظم ، جلب توجه نکردن اعضاء بدن توسط خود فرد ، اندام مناسب ، حرکات بدنی هماهنگ ، طبیعی بودن نبض و فشار خون و افزایش مناسب وزن در سنین رشد و وزن نسبتا ثابت در سنین بالاتر

 

بعد روانی :

بدیهی است سنجش سلامت روانی نسبت به سلامت جسمی مشکل تر خواهد بود در اینجا تنها نداشتن بیماری روانی مد نظر نیست بلکه قدرت تطابق با شرایط محیطی ، داشتن عکس العمل مناسب در برابر مشکلات و حوادث زندگی جنبه مهمی از سلامت روانی را تشکیل می دهد ، نکته دیگری که باید در اینجا به آن اشاره کرد اینکه بسیاری از بیماری های روانی نظیر اضطراب ، افسردگی و غیره بر روی سلامت جسمی تاثیر گذار است و ارتباط متقابلی بین بیماری های روانی و جسمی وجود دارد . بعضی از نشانه های سلامت روانی عبارتست از :

سازگاری فرد با خودش و دیگران ، قضاوت صحیح در برخورد با مسائل ، داشتن روحیه انتقاد پذیری و داشتن عملکرد مناسب در برخورد با مشکلات .

بعد معنوی :

یکی از زمینه های عمده بیماری ها و مشکلات روانی و عوارض جسمی و اجتماعی آن احساس پوچی ، بیهودگی و تزلزل روحی است که ناشی از فقدان بعد معنوی در افراد است . ایمان ، هدفدار بودن زندگی ، پای بندی اخلاقی ، تعاون ، داشتن حسن ظن و توجه بیشتر به مسائل معنوی زندگی باعث کاهش اضطراب ، تزلزل روحی و عوارض ناشی از آن می شود  ( باقری یزدی و همکاران ، 1374 ، ص 15 )

بررسی مفاهیم نظری سلامت عمومی از دیدگاههای مختلف :

در فرهنگ علوم رفتاری ، بهداشت روانی عبارتست از :

1- علم و هنر نگهداری و به حداکثر رساندن سلامت روانی و پیشگیری از بیماریهای روانی .

2- فراهم آوردن اوضاع و احوال محیطی ، نظرات هیجانی و عادتهای تفکر که از ناسازگاری شخصیتی جلوگیری می کند .

3- مطالعه اصول و روشهای گسترده سلامت عقلی و جبران نابسامانی روانی ( شعاری نژاد ، 1364 ، ص 251 ) .

بنا به تعریف «سازمان بهداشت جهانی » [1]سلامتی عبارت است از« حالت سلامتی کامل فیزیکی ، روانی و اجتماعی نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی » ( کاپلان ؛ و سادوک ، 1998 ، ص 307 ) .

در ارتباط با مفهوم سلامت روانی دیدگاه ها و نقطه نظرهای متفاوتی مطرح شده است .

الف – دیدگاه پزشکی : سلامت روان از دیدگاه پزشکی ، عدم وجود بیماری روانی به حساب می آید . براساس این تعریف « هر اختلالی که در تعادل هیجانی و عاطفی به صورت اختلال در سازگاری و در عملکرد بدنی به دلایل عوامل ژنتیکی ، شیمیایی ، بیولوژیکی و روان شناختی و یا عوامل فرهنگی و اجتماعی به وجود آید بیماری روانی قلمداد می گردد » .

ب – دیدگاه روان شناختی : در دیدگاه های روان شناختی بر تاثیر عوامل رفتاری و اجتماعی تاکید شده است ، شواهد گوناگون در مطالعات امروزه نشان می دهد که عوامل روان شناختی سلامت و بیماری به رشد گسترش حیطه ای از روان شناختی به نام « روان شناسی سلامت » کمک کرده است ( باقری یزدی و همکاران ، 1374 ، ص 13 ) .

دیدگاه روانکاوی : زیگموند فروید  شخصیت و روان انسان را مرکب از سه جزء نهاد و من  و من برتر یا فراخود  می داند و معیاری که برای سلامت روان از این مکتب استفاده می شود ، وجود تمامیت در نیروهای روانی می باشد ، که منظور تعادل بین نهاد و من و فرامن از طرفی و بین سطوح خود آگاه  و ناخودآگاه  از طرف دیگر می باشد . همچنین وی فردی را دارای سلامت روان می داند که مراحل رشد را با موفقیت گذرانیده و درهیچ یک از مراحل آن تثبیت  نشده باشد ( شفیع آبادی و ناصری ، 1368 ، ص 52 ) .

آلفرد آدلر  معتقد است فردی که از سلامت روانی برخودار است که روش زندگی خود را با واقع بینی چنان طرح ریزی کند که منجر به بروز احساس حقارت غیر قابل جبران نگردد . تاکید آدلر بر روابط بین فردی موجب تحقیقات  گسترده ای در عوامل اجتماعی بیماریهای روانی شده است ( شاملو ، 1370 ، ص 84 ) .

آلبرت الیس: فردی را دارای سلامت روانی می داند که در زندگی تفکر و باورهای منطقی باور صحیح را جایگزین باورهای غیر منطقی و غلط خود نماید ( شفیع آبادی و ناصری ، 1368 ، ص 121 ) .

پاولف : مکتب خود را بر اساس واکنش های تحریکی و وقفه ای که بر مبنای تنبیه و پاداش ایجاد می گردند ، قرار می دهد معتقد است که رفتار عادی ، رفتاری است متعادل که به خوبی می تواند در مقابل فشارها مقاومت نماید ( گانیه ، 1368 ، ص 105 ) .

هارتمن : سلامت روانی را بدین ترتیب تعریف می کند که « من » بتواند تطابقی بین «نهاد » و « فرامن » ایجاد نماید و خواستهای آنها را تایید یا طرد نماید . او قبلا انعطاف پذیری من را به عنوان عاملی در سلامت فکر مطرح ساخته بود ( شاملو ، 1370 ، ص 77 ) . 

کلی : سلامت روانی را تعادل بین سطوح آگاهی ، نیمه آگاهی و ناخود آگاه شخصیت تعریف نمود . او چنین تعادلی را ناشی از انعطاف پذیری « خود » می دانست . به این ترتیب حالت انعطاف پذیری در فرد ملاکی برای طبیعی بودن یا سلامت روان خواهد بود ( باقری یزدی و همکاران ، 1374 ، ص 16 ) .

میلر و بروت : سلامت روان را اینگونه تعریف می کند که شخص طبیعی فردی است که با خود و محیطش و دنیایی که در اطراف اوست و مردمی که با او هستند و همچنین استعدادهای خویش تطابق کرده است و چنانچه لازم باشد برای تغییر وضعی که برایش ناخوشایند است فعالیت می نماید ( به نقل از بارون و برن ، 1991 ، ص 125 ) .

اتکینسون و همکاران : بیشتر روانشناسان ویژگی های زیر را نشانه سلامت روانی و عاطفی در فرد قلمداد می کنند و معتقدند این ویژگی ها هر چند فرد سالم و غیر سالم را کاملا از یکدیگر تفکیک نمی کنند ، اما فرد سالم در مقایسه با بیمار ، میزان بیشتری از این خصوصیات را دارا است :

1- ادراک صحیح 2- خودشناسی  3- توانایی در کنترل اختیاری رفتار 4- عزت نفس و پذیرش 5- توانایی در برقراری روابط محبت آمیز 6- خلاقیت  ( اتکینسون و همکاران ، 1369 ) .

 



 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/12/06ساعت 17:10  توسط محمد جواد جهانمرد  |